جورج جرداق ( مترجم : حجازى )
4
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )
دم فرو مى كشيم و او را با زبان بندهء و الا و عارف يكتايش على ( ع ) كه پيشواى يكتاپرستانست مى ستائيم كه اين كتاب هم از اوست و تراوشى از صفاى نهاد و پاكى انديشه و عرفان تمام او . انسان والائى كه خدا را ديد و پرستيد ، هم ديدهء بيناى دلش در خلوتگاه راز كبريايى چهرهء زيباى معبود محبوب را نگريست و هم انديشهء بلندش از ستيغ هستى بالاتر رفت و پردهى ماورايى را دريد و تا درگاه اعلاى كبريايى زبانه زد و خاضعانه فرو افتاد هم با دانش ژرف و گستردهاش كه هندسهء هستى را رصد كرد در هر خط و نقطه و سطح آفرينش ، ابتكار بديع مبدع يكتا را دريافت و هم در مكتب آخرين آموزشهاى وحى آسمانى از زبان پاك پيامبر نغمهى جانبخش توحيد را آموخت و يكسره در فضاى قدس آفرينش نواى عرفان الهى را طنين بخشيد و خود آموزگار مكتب توحيد شد . پس خدا را با على مى گذاريم و خود سراپا چشم و گوشيم تا چه گويد و چه شنود و چه بيند و اين دو عاشق و معشوق و دو عابد و معبود و دو حبيب و محبوب و دو جاذب و مجذوب ، در پرتو يك شرارهء عشق راستين چه ارمغانى به انسانيت دهند و در زير آبشار رحمت بيكرانى كه از اوج وحدت ربانى بر جان پاك زبدهترين آفريدهء آفريدگار سرازير مىشود ، چه تراوشى بهرهء ما شود و چه قطرهاى بر جان تفتيدهمان فروافتد كه زنده شويم و صفا يابيم و برخيزيم و بيفتيم و برجهيم و پركشيم و بشناسيم و